ناقصشان دربارهٴ ارسطو بود، چون معلومات خود را از طريق شرحهاي فارابي، ابنسينا، و ديگران كسب كرده بودند. به شدت تحت تأثير ابنرشد قرار گرفت و او را شارح قابل اعتماد افكار ارسطو ميدانست (برخلاف او ابنميمون چندان قابل اعتماد نبود). تحت تأثير ابنرشد به قدمت عالم معتقد شد. سعي او براي آشتي دادن معارف ثبوتي با دين، همچنين بررسي آثار غزالي و ابنرشد، او را به نظريهٴ حقيقت ذووجهين رهنمون شد (
¿ بحث دربارهٴ آن، در يادداشت مربوط به ابنرشد). او با آثار لاتيني، همچنين با آثار قبّالي كه موهومات آنها سخت مورد اعتراضش واقع شد، تا حدي آشنايي داشت.
در 1292، يا بعد از آن (آغاز سدهٴ چهاردهم؟)، مقاصدالفلاسفهٴ غزالي را ترجمه كرد1، و يادداشتهاي انتقادي در دفاع از عقايد ارسطو و ساير فيلسوفان دربرابر موٴلف نوشت. اين ترجمه تهذيب كامل نيست، و فقط شامل قسمتهاي مربوط به منطق و مابعدالطبيعه است؛ قسمت سوم مربوط به طبيعيات را اسحاق بن پُلگار (پُلقَر) در 1307، ترجمه كرد. او شرحي هم بر تلخيص ابنرشد از طبيعيات ارسطو نوشت (كه قسمتي از آن در دست نيست).
ابوهَـب
اسحاق اول ابوهب (ابوئب)2، متكلم يهودي اسپانيايي، كه در اواخر سدهٴ سيزدهم يا اوايل سدهٴ چهاردهم، ميزيست. (او را نبايد با همنامش اسحاق دوم ابوهب مفسر، متولد 1430 در طليطله، متوفا 1493، اشتباه كرد). اسحاق رابي نبود، بلكه به تجارت اشتغال داشت و در اواخر عمر، تصميم گرفت آثار عامهفهمي دربارهٴ مطالب تلمود و موضوعهاي ديني و اخلاقي بنويسد. تنها يكي از آثار باقي است، ولي همان براي بقاي نام او كفايت ميكند. شمعدان نوراني3 مجموعهاي است از حكايتهاي تلمود در هفت باب (به تعداد شاخههاي شمعدان خيمهٴ عهد). اين كتاب فوراً به زبان اسپانيايي ترجمه شد. علاوه بر تأثير تربيتي، داراي اهميت تاريخي است چون بيش از هر كتاب اين دوره در انتشار معلومات تلمود موٴثر بود.
موسي ليوني
موسيبن شم طب4. در حدود 1250، در ليون، اسپانيا زاده شد؛ در وادي الحجارة والادوليد (بَلَدالوليد)، و آويلا برآمد؛ در 1305، در آرِوالو درگذشت. عالم جفر يهودي. او احتمالاً موٴلف يا محرر مهمترين تأليف قَبّالي معروف به كتاب زُهَر (روشنايي)5 بوده است. اين نام از آيهٴ 3، باب